512.

نمیدونم امشب یهو چم شد که بعد از چندین وقت! باز اشک ریختم. خداروشکر یادم نیست دفعه قبل کی بود.

نمیدونم، دلم میسوزه ، نه به اون معنای عامه دلسوزی، واقعا سوختن قلبم رو حس میکنم بعضی وقتا ،بدون اینکه بدونم چی شده که باز دلتنگم.

جات خالی تو زبون ما یه اصطلاحه که خیلی وقتها بکار می بریم ولی من با تک تک سلولهام این "جای خالی" رو حس کردم. یه جای خالی که گاهی به بزرگی تمام دنیام میشه و با هیچ خوشی ای نمیتونم پرش کنم.

دلم میسوزه از این جای خالی، و از اینکه گاهی تصور میکنم این جای خالی هرگز پر نمیشه حتی با خودش!!!!

به قول یکنفر، دیگر هیچکس مثل "او" نمی شود حتی خودش !!!!

/ 0 نظر / 22 بازدید