446.

کاش یکی پیدا می شد و جواب بغض مرا می داد...

 

شاید اگر متنفر باشم خالی شود...

 

اما...

 

نمی دانم از خودم باید متنفر باشم یا تو...

 

نمی دانم بعدش چطور جواب خودم را بدهم که مگر نگفتی دوستش داری؟

 

نمی دانم...

 

می ترسم دلم سنگین شود...

 

کاش یکی پیدا می شد و جواب بغض مرا می داد

 

یک لحظه افکارت هم بسامد است با تمام تارهای دلم، ویرانه ای می شود که نمی دانی...

 

چقدر ندانستن خوب است

 

کاش من هم نمی دانستم

 

کاش یکی پیدا می شد که جواب بغض مرا می داد

 

یا اشک تکراری شده! یا بغضم سنگین تر از شانه های اوست...

 

چقدر "دوست داشتن" بی عقل است...

 

چقدر انبوه احساس نامفهومم...

 

کاش یکی پیدا می شد که جواب بغض مرا می داد...

 

/ 0 نظر / 26 بازدید