521.

چند نکته قابل تأمل :
حرص نخورید.
ناراحتی را نبلعید.
همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز میکنید از جذب کردن و بلعیدن حرف های بیهوده پرهیز کنید.
نگذارید حرف هایی که به نظر خودتان صحیح نمی آید ، ذهن تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.
اگر دلخورید بیان کنید.
اگر می ترسید ترس تان را به زبان بیاورید.
اگر عصبانی هستید عصبانیت تان را منطقی و آگاهانه نشان دهید.
گریه دارید؟ گریه کنید.
مفاهیمی مثل خویشتن داری ، سکوت و بردباری همیشه کاربردی ندارد.
ناراحتی ها را باید درست و صحیح ابراز کرد و گرنه بعدها می شود کابوس.
می شود تیک عصبی. تنگی نفس. خارشِ تن.زخم معده.میگرن.سرطان یا ام اس
می شود کینه،نفرت، دسیسه چینی و بهانه جویی.
ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.
می شود افسردگی ،اضطراب یا پرخاشگری
نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند.
با نگاه.
با لبخند معنی دار.
با کنایه.
با حرف و طعنه.
با تمسخر و تحقیر.
سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید.
با خودتان صلح کنید.
خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید.
چهره تان را، اندام تان را.صدایتان را.
بدون خودشیفتگی عاشق خودتان شوید.
صلح کردن با خود آغاز زندگی ست.
و بخشیدن دیگران آغاز آرامش و آسایش است.
سعی کنید عشق واقعی را بشناسید.
عاشق طبیعت، کویر،دریا ،کوه و جنگل شوید.
از گذشته فرار نکنید و آن را بپذیرید.
با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت ها را به خودتان ببخشید. در لحظه شاد باشید......

_______________________________________________

میخواستم یه مدتی ننویسم. نباشم. میخواستم امسال رو با تلخ نوشتن شروع نکنم. ولی نشد. الان این متن رو تو ف.ب خوندم. دیدم چقدر حسهایی که بلعیدم جسم و روحم رو تغییر داده. معده درد و سر درد هام ، خستگی و بی خوابی ، دست درد ، چروکهای دور چشمم که تو چهره هیچکدوم از همسن و سالهام وجود نداره...... همه ی اینا حاصل دو سال اخیر زندگیم بوده.

هیچوقت اجازه ندادم توی قلبم کینه به وجود بیاد.هرکس هر بدی بهم کرد تمام تلاشمو کردم که ببخشم و بگذرم. هرکس آزارم داد دعا کردم که به راه درست هدایت بشه. هرکس باعث رنجم شد فقط دلسوزی کردم و گفتم کسی که دیگران رو رنج میده خودش بیشتر رنج میبره.علیرضا هم از این قاعده مستثنی نبود برام. هنوزم اعتقاداتم پابرجاست. تا ابد هم به خودم اجازه نمیدم که برای کسی بد بخوام یا باعث رنج کسی بشم.

ولی اتفاقاتی که در درونم افتاده یک واقعیته که نمیشه نادیده گرفت. من از کسی کینه به دل نگرفتم ولی انگار چیزهایی رو از دست دادم که برام خیلی مهم بود.

نزدیکترین دوستم در شرف ازدواجه و وقتی با ذوق برام تعریف میکنه که چندتا مدل لباس عروس در نظر داره یا مثلاً دنبال کادو برای فلان مناسبت میگرده، تو ذوقش شریک میشم و باهاش خوشحالی میکنم ولی وقتی یاد خودم میفتم دلم خیلی میگیره. به خاطر تمام ذوق ها و حس های از بین رفته م. تمام سال 93 سعی کردم که خودم رو پیدا کنم، از دست رفته هارو ترمیم کنم، ولی انگار شدنی نیست. بعضی حس ها هست که فقط با یکنفر احساس میشه و وقتی اون یکنفر از دست رفت همه ی اون حس ها هم از دست رفته. و متاسفانه من خیلی از این حس ها و ذوق ها داشتم.

نگید که وقتی وقتش برسه اونی که باید میاد و از این حرفا. خودم استاد اینجور حرفام! خیلی هم به خودم از این حرفا زدم. چه میدونم شاید برای بعضیا واقعا همینطور باشه. شاید بعضیا بتونن حس هارو ترمیم کنن و با شخص دیگه ای به رویاهاشون برسن. درست همونطور که تصور میکردن. ولی من نمیتونم. تو سالی که گذشت به کسی که خیلی دوستم داشت فرصت دادم تا بهم نزدیکتر بشه، سعی کردم رویاهام رو باهاش بسازم ولی همین اواخر متوجه شدم که دارم برای خودم فیلم بازی میکنم. و شاید باورتون نشه ولی سه چهار روزه حالت تهوع دارم از دست خودم!!!!!!! همش وانمود کردم که خوشحالم، که همه چی خوبه، که علیرضا برای من فقط یه تجربه بود و من الان خیلی عاقل ترم،......... ولی همش الکی بود.از اینهمه الکی بودن حالم بهم خورده. از این حالت معلق بودن حالم بهم خورده. از خواستن چیزایی که دیگه وجود نخواهند داشت. از اینهـــــــــــــــــــمه جای خالی توی قلبم و توی دنیام. از اینکه چطور یکنفر تمام من رو با خودش برد. از اینکه انقدر راحت بود براش. از اینکه اون زندگیش رو میکنه و من اینجا هنوز براش مینویسم. با اینکه ته قلبم حس میکنم خوشبخت نیست. یعنی همیشه اعتقادم اینه که نمیشه باعث غصه ی کسی بشی و خودت خوشحال زندگی کنی. این اعتقاد قلبیمه. مسخره ست ولی گاهی فقط به خاطر اینکه نکنه غصه خوردن من باعث بشه زندگی اون پر غصه بشه سعی کردم که خوشحال باشم!!!! ولی ته ته قلبم همیشه پر درد بوده.تا روزی که این درد رو حس میکنم نمیتونم باور کنم که علیرضا کاملا خوشبخته.

و مسخره تر اینه که به خودم میگم:

_حالا میخوای برگرده؟

و جواب میدم نه! زندگیش چی؟!

_ یعنی نمیخوایش؟

میخوامش.فقط اونو میخوام :'((

/ 0 نظر / 10 بازدید