515.

چیزی تا پایان سال ۹۳ نمونده و هنوز کلی کار دارم. ولی برام خیلی مهم بود که حتما یه پست برای پایان سال بنویسم.

خلاصه ی سالی که گذروندم :

دلشکستگی، شمال، م.شر.وب، بطری بازی، کل کل، خدا، دلتنگی، دلشکستگی، تنهایی، بخشش، نفر بعد، امتحان، بی خوابی، خستگی، گرما، دوبی، عشق و حال، نرگس، علی، بیست و چهار سالگی، شکست کاری،گریه، شروع دوباره، مبارزه، من خوشحالم، دلتنگی،بدست آوردن کارم،امتحان، دانشگاه، تجربه های جدید، خنده، خوشی، دلتنگی، برف نیومد، خونه تکونی، هفت سین.....

خدایا امشب بی نهایت خوشحالم....

به خاطر اینکه خودم و خانوادم سالم در کنار همیم.... به خاطر عطر سبزی پلو ماهی که دستپخت مادرمه... به خاطر هفت سینمون که دونه دونه سین هاشو با دل خوش خریدیم.... به خاطر اینکه اولین حقوقم با عیدی همراه شد و من به فال نیک گرفتم... به خاطر اینکه کسی رو هم در این شادی شریک کردم....

این دلخوشی ها رو برای همممممممه آرزومندم.... حتی برای علیشاهم و همسرش.... دعا میکنم الان با خوشی کنار هم باشن...آمین.

/ 0 نظر / 24 بازدید