53.

با مامان و مامانی رفتیم خرید.  الانم خونه مامانی ام. هربار از کوچشون رد میشم تورو میبینم که تو 206 نشستی و فکر میکنم یه کیسه شکلات و پاستیل کنار دستته :) واسه گفتنش دیره ولی عاشق اون خرت و پرتا بودم که هربار میخریدی برام. دلم برات تنگ شده :*

/ 0 نظر / 7 بازدید