520.

یکساعت بشینی تو حموم زیر آب بی صدا اشک بریزی. انگار با گم شدن اشکا تو قطره های آب خودتم گول میزنی. تا میای آروم شی یه چیزی مثل یه سرفه ی کوچیک ته گلو و دوباره از اول....از یه جایی به بعد دلت برای هدر رفتن قطره های آب بسوزه و اشکاتو جمع کنی!! یه فین گنده و یه قلپ آب سرد از شیر حموم... بعدش بدو بدو بیای تو اتاقت که قرمزی چشمات هم کسی نبینه.

+ هنوز ته گلوم رو بغض گرفته.

++ کی  قراره بمیرم ؟؟

/ 0 نظر / 25 بازدید