ناگفته های من به علیشاه

...چقدر "دوست داشتن" بی عقل است...

خب فیلم تموم شد. منم آبغوره نگرفتم.جدیدا بغض میکنم ولی اشکم نمیاد.

میدونی تو کدوم صحنه ش خیلی بغضم گرفته بودش؟؟ اونجاش که جک به زور رز  و میفرسته تو قایق نجات. بعد رز همینجور که میره پایین به جک نگاه میکنه، آخر طافت نمیاره و باز میپره تو کشتی و میره پیش جک!

من الان یه همچون حالی ام! هم تو بغض داری هم من، همونطور که بهت نگاه میکنم ازت دور میشم با گریه... ولی فرقش اینه که من راهی برای برگشتن پیشت ندارم :)

کاش میشد حالمو بفهمی!!!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ توسط مهرک دلنوشته ()


آخرين مطالب
»

Design By : RoozGozar.com