ناگفته های من به علیشاه

...چقدر "دوست داشتن" بی عقل است...

تا همین یکهفته ده روز پیش وقتی دلتنگی دیگه خیلی بهم فشار میاورد میومدم تو مسنجر 4تا پی ام برات میفرستادم و باهات حرف میزدم و یکم دلم سبک میشد. ولی از وقتی فهمیدم ازدواج کردی دیگه دلم راضی نمیشه اینکارو کنم. ولی نمیدونی چقد سخته! حتی اینجا نوشتن هم سبکم نمیکنه وقتی میدونم تو نمیخونی! مثل مرغ پرکنده شدم، یه چیزی تو قلبم خودشو میکوبه به در و دیوار و آخرش خونین و مالین میفته یه گوشه انگار. میفهمی چی میگم؟ :)

+ شماره ی این پست منو یاد تولدت انداخت!!!

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط مهرک دلنوشته ()


آخرين مطالب
»

Design By : RoozGozar.com