ناگفته های من به علیشاه

...چقدر "دوست داشتن" بی عقل است...

نمیدونی چققققدر دلم میخواد بهت پی ام بدم، یا اسمس بزنم، بگم آقای با اخلاق، کجای قرآن شما گفته دروغ بگی؟؟؟ ولی باید یه چند وقت دندون رو جیگر بذارم و حرفی نزنم. اینو خوب یاد گرفتم که زمان خیلی جاها کمک میکنه. خیلی برام سخته ولی باید صبر کنم ، صبر کنم تا هردومون شوک دیدار ناگهانی اون شب رو هضم کنیم، شاید خود تو پی ببری که توام دلتنگ منی و هنوز منو میخوای...شاید از یه راهی بفهمم واقعا ازدواج کردی یا نه... نمیدونم چی میشه ولی امیدوارم خدا کمکمون کنه....

نوشته شده در دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ توسط مهرک دلنوشته ()


آخرين مطالب
»

Design By : RoozGozar.com