ناگفته های من به علیشاه

...چقدر "دوست داشتن" بی عقل است...

این شادمهر چی از جون من میخواد؟؟!!! پارسال تابستون، بعد از اون روزی که گفتم بیا ببینمت و تو با بی رحمی تمام بهم جواب دادی تا ماهها معتاد آهنگهای آلبوم جدید شادمهر بودم، آینده، طرفدار، اسمم داره یادم میره..... هنوزم که اینارو گوش میدم مثل همون تابستون پارسال تنم سرد میشه و بغضم میگیره. تو توی اون روزا مشغول خواستگاری و عقدت بودی و من تا چند شب پیش نمیدونستم :)

حالا هم توی این روزا که تازه فهمیدم ازدواج کردی و اون روزا کجاها بودی، باز شادمهر آهنگ جدید داده بیرون و من باز دارم معتادش میشم. هرچند ریتم شادش یه کم رو مخه ولی جدیدا با خیلی آهنگای شاد هم بغض میکنم، آدم عجیبی شدم :)

 

تا حرف عشق میشه من میــــرم

 /

 

من سخت از این حرفا دورم

 /

 

منم یه روز عاشقی کردم ،

 

 /

از وقتی عاشق شدم اینجورم/


دارو ندارم پای عشقم رفت/

چیزی نموند جز ، درد نامحدود

 

 

 ////

این جای خالی که تو سینم هست

 

 

قبلاً یه روزی جای قلبـــــــــــم بود

 ////

این روزگار بد کرده با قلبم،/

کم بوده از این زندگی سهمم

 

 /

دلیل می بافم برای عــــشق،/

برای چیزی که نمی فهمم/

از آدمای شهر بیزارم ،/

 

 

چون با یکی شون خاطره دارم

 /

 

 

به من نگو با عشق بی رحمی

 /

من زخم دارم ، تو نمی فهمی

 /

غریبه ام با این خیابونا/

من از تمام شهر بیزارم

 

 /

از هرچی رابطست می ترسم/

از هرچی عشقه من طلب کارم/

 

 

همین که قلب تو مردد شد،

 /

 

در دل من خاطره ای رد شد/

از وقتی عاشقش شدم ترسیدم/

از وقتی عاشقش شدم بد شد.....

نوشته شده در جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ توسط مهرک دلنوشته ()


آخرين مطالب
»

Design By : RoozGozar.com