ناگفته های من به علیشاه

...چقدر "دوست داشتن" بی عقل است...

ساعت 12.20 دقیقه ی شبه و من هشت صبح فردا امتحان دارم... 250 صفحه جزوه ی سخت و سنگین که تا این لحظه یک خطش هم نخوندم! فکرت نمیذاره تمرکز کنم، همش تو ذهنم پرسه میزنی، یهو به خودم میام و میبینم کلی وقت گذشته و من تو خیالاتم بودم! کاش میشد بهت اسمس بدم و بگم علیشاه، این وزیر اعظم دچار تنبلی شده و تو بگی که تا صبح باهام بیدار میمونی تا درس بخونم....

نوشته شده در دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط مهرک دلنوشته ()


آخرين مطالب
»

Design By : RoozGozar.com